سلام به بهترین یار و رفیقم نسترن عزیزم

نسترنم میدونستی خیلی خیلی دوستت دارم از اینکه میخای بری خارج خیلی ناراحتم اما میدونم وقتی برگردی باعث افتخار ما و تمامیاقوام و فامیل خواهی شد پس از حرف من دلخور نباش چون دوستت دارم میگم نرو اما ته دلم راضیم،امیدوارم که بسلامتی و باافتخار دکتراتو بگیری وبرگردی وطنت !!!

خوبه بسه دیگه زیادی خاله زنک بازی درآوردم،از همین دور میبوسمت؛برام خیلی عزیزی!!!!!!!!....

سلام دوستان نمیدونم چی براتون بنویسم اگه بهم بگین واقعا ممنون میشم

ماراسموس

ماراسموس

ماراسموس، شکلى از سوءتغذيهٔ پروتئينى - انرژى (PEM) است که به ‌علت

کمبود شديد انرژى به ‌وجود مى‌آيد و در بيشتر کشورها شايع‌تر از کوراشيورکور

است. ماراسموس به ‌طور معمول در اوايل دوران شيرخوارى به‌دليل ناتوانى مادر در

شيردهى و يا وجود گاستروآنتريت رخ مى‌دهد. ماراسموس مى‌تواند ناشى از

بيمارى‌هاى مختلف ديگرى نظير عفونت‌ها، ناهنجارى‌هاى مادرزادي، بيمارى‌هاى

متابوليکى نادر، سوءجذب، اختلال در سيستم اعصاب مرکزى و بيمارى‌هاى مزمن

کليه نيز باشد. ناآگاهي، بى‌سوادى مادر و عدم توجه به کودک مى‌تواند از علل

ديگر ماراسموس باشد.

  

نشانه‌هاى بالينى

 

در ماراسموس تحليل ماهيچه‌‌اى و بافت چربى منجر به سوءتغذيهٔ پروتئينى -

انرژى (PEM) غيرادماتوز مى‌شود. به‌ طورى که بيمار فقط به‌صورت پوست و

استخوان است، چهرهٔ کودک شبيه پيرمردان است. اين کودکان داراى تأخير

رشد شديد هستند، به‌ طورى‌که وزن براى قد کمتر يا مساوى ۶۰% استاندارد

است، موهاى کودک نازک، کم‌پشت، خشک و کدر است و به ‌آسانى و بدون درد

کنده مى‌شود. پوست خشک و نازک شده و خاصيت ارتجاعى آن کاهش

مى‌يابد. اگرچه آپاتى در بيماران وجود دارد، ولى در بيشتر موارد کودک هوشيار

است، اشتهاى خوبى دارد و گرسنه مى‌شود، اما قادر به تحمل مقدار زياد غذا

در يک وعده نبوده، به‌ راحتى استفراغ مى‌کند. گاهى اسهال هم وجود دارد.

ناتوانى در کودک به ‌حدى است که او بدون کمک قادر به ايستادن نيست.

فشارخون و دماى بدن به ‌احتمال زياد کاهش يافته، تاکى‌کاردى وجود دارد.

اتساع شکم نيز ممکن است به‌ وجود آيد. در ماراسموس برخلاف کواشيورکور،

درماتوز زخم‌هاى غشاء مخاطى و ادم وجود ندارد، ولى کمبود ويتامين‌هاى A ، D

و ساير مواد مغذى براساس استعدادهاى محيطى و ماهيت کمبود رژيم ايجاد

مى‌شود.

خوب اینم در مورد بیماری ماراسموس 

گرمازدگی

بدن انسان بطور عمده توسط منبسط ساختن

عروق سطحی پوست و تعریق دمای افزایش یافته

بدن را كاسته وسبب تنظیم و كنترل گرمای بدن

می گــردد.

اما در آب و هوای مرطوب عملكرد تعریق مختل و

كند شده و بدن دیگر قادر به خنك ساختن خود

نمیباشد. دو عـامل فعالیت بدنی شدید و طولانی

مدت و آب و هوای گرم مسبب بیماریهای مربوط به

گرما هستند. همچنین زمانیكه فرد دچار كم آبی در

بدن خود میگردد در معرض عوارض گرمای زیاد قرار

خواهد داشت زیرا در این حالت غلظت خون بدن

افزایش یافته و جریان خون كند میگردد كه سبب

اختلال در عملكرد ارگانهای بدن می شود.

عوارض ناشی از گرما به قرار زیراست:

-1 گرمازدگی خفیف

در این حالت بدن بشدت عرق كرده و حجم خون كاهش

می یابد.

علایم: تعریق شدید-ضعف-سرگیجه-سردرد-حالت تهوع-

استفراغ-افزایش ضربانقلب-كاهش فشار خون-پوست

مرطوب،سرد و رنگ پریده-افزایش درجه حرات مركزی بدن

تا 39-38 درجه سلسیوس.

درمان: انتقال بیمار به یك مكان خنك و سایه-دادن مایعات

به بیمار برای جبران كم آبی بدن. برای جبران نمك بدن

نیز باید اندكی نمك (به نسبت یك قاشق چای خوری

نمك در یك لیتر آب) به آب اضافه كرد- لباسهای فرد

گرمازده را در آورده و یك ملحفه مرطوب دور بدن وی

بپیچید و یا توسط باد بزن مصدوم را باد بزنید.

-2 گرمازدگی شدید

این حالت بسیار خطرناك بوده و خطر مرگ را نیز میتواند

در پی داشته باشد. در این حالت حرارت مركزی بدن از

40.5درجه سلسیوس فراتر میرود. در این وضعیت اغلب

ارگانهای بدن در معرض آسیببافتی قرار میگیرند.

گرمازدگی شدید یك وضعیت اورژانس بوده و دمای بدن

فرد گرمازده باید سریعا كاهش یابد. عدم درمان

گرمازدگی شدید به تشنج، كما و مرگ منجر خواهد شد.

گرمازدگی شدید علاوه بر اثرات سوء آن بروی سیستم

عصبی همچنین كبد، كلیه ها، قلب و عضلات را نیز در

معرض آسیب قرار میدهد.

علایم: پوست قرمز رنگ، داغ، رنگ پریده وخشك-ضربان

تند و قوی-سردرد ضربانی-پریشانی و سرگیجه-تنفس

كم عمق-مردمك چشم ممكن است متسع شده و به نور

واكنش نشان ندهد.

عوامل ایجاد كننده: قرار گرفتن در زیر آفتاب به مدت

طولانی-فعالیت شدید بدن-كم آب شدن بدن.

درمان: تلاش برای كاهش حرارت بدن باید بسرعت انجام

گیرد: بیمار را به مكانخنك و سایه انتقال داده و

لباسهایش را از تن جدا كنید. روی دستها و پاها آب خنك

ریخته و یا یك ملحفه خیس را دور بدن مصدوم بپیچید-

بیمار را در معرض باد قرار دادهو یا توسط پنكه و یا باد

بزن اقدام به خنك كردن وی كنید. هنگامی كه روی

دستها و پاها آب میریزید حتما دستها و پاها را شدیدا

ماساژ دهید تا خون خنك شده به سمت نواحی مركزی

بدن رانده گردد.

-3گرفتگی عضلات

همان گرفتگی عضلات میباشد كه عاملآن گرما میباشد.

این حالت پس از فعالیت شدید بدنی ایجاد میگردد. درمان

آن خوراندن مایعات كافی همراه با اندكی نمك (به نسبت

4/1 قاشق چایخوری نمك در یك لیوان آب) به مصدوم و

انجام حركات كششی پس از آن میباشد.

-4سنكوب گرما

این حالت نوعی غش خفیف میباشد كه به علت فعالیت

شدید در آب و هوای گرم ایجاد میگردد. بدن در تلاش

برای افزایش دفع گرما از بدن اقدام به منبسط

ساختنعروق سطحی پوست میكند اما هنگامی كه این

مكانیسم بسرعت انجام میگیرد سبب كاهش جریان خون

به مغز گشته و حالت غش را ایجاد میكند.

علایم: سرگیجه- سردرد- افزایش ضربان قلب- حالت

تهوع- استفراغ- غش و بی هوشی.

 

درمان آن مانند درمان گرمازدگی خفیفمیباشد.


5

-عرق سوز

در این حالت نواحی خاصی در بدن (معمولا نواحی پوشیده شده توسط لباس) دچار

خارش و سوزش شدید میگردد. این حالت بیشتر در آب و هوای گرم و مرطوب و در

افراد خردسال، دارای فعالیت شدید، بیماران بستری و تب دار مشاهده میگردد. این

عارضه معمولا پس از چند روز بخودی خود بر طرف میگردد. هنگامی كه تعریق بدن

افزایش می یابدعرق به سلولهای سطح پوست آسیب وارد ساخته و یك سد در

مقابل خروج عرق ایجاد میكند. بنابراین عرق در زیر پوست به دام افتاده و تجمع می

یابد. در این حالت برآمدگیهای ریزی روی پوست ایجاد میگردد. هنگامی كه این

برآمدگیهای جوش مانند ریز میتركند محتویات عرق تخلیه گشته و فرد احساس

سوزش میكند.

درمان: هیچگاه از مواد كاهش دهنده تعریق و یا پودر بچه استفاده نكنید این عمل تنها

علایم را تشدید میكند. تنها از لوسیون كالامین (CALAMIN) و یا كرم هیدروكورتیزون (

HYDROCORTISON 1%) استفاده كنید.

 

خوب دوستان امیدوارم در تابستون گرما زده نشین و اگه هم شدین بدونین چه کار

کنین

کم خونی آژلاستیک

آنمی آپلاستیک (آپلازی) به نوعی از کم خونی گفته می‌شود که در آن مغز استخوان سلول های جدید خونی به اندازه کافی تولید نمی کند. در کم خونی معمولی تنها با کاهش گلبولهای قرمز روبرو هستیم اما در این بیماری علاوه بر کاهش گلبول قرمز، با کاهش تولید سایر سلولهای خونی نیز روبرو هستیم[۱] که به آن Pancytopenia گویند. به عنوان مثال، شخصی که در معرض پرتوهای زیانبار ناشی از یک انفجار هسته‌ای قرار می‌گیرد ممکن است دچار تخریب کامل مغز استخوان و متعاقب آن در ظرف چند هفته مبتلا به آنمی کشنده شود. به همین ترتیب درمان بیش از حد با بعضی مواد شیمیایی صنعتی و حتی داروهایی که شخص ممکن است نسبت به آنها حساس باشد می‌توانند یا برخی تومورها همین اثر را ایجاد کنند.

نشانه ها

کم خونی

 

به همراه کاهش پلاکت

 

(Thrombocytopenia)، کاهش گلبول سفید

 

(Leukopenia) و کاهش رتیکولوسیت

 

(Reticulocytopenia) از نشانه های آن است.

 

مهمترین فرق میان کم‌خونی آپلاستیک با سندرم

 

میلودیسپلاستیک این است که در سندرم

 

میلودیسپلاستیک سلول‌های خونی غیرعادی یا

 

نابالغ ساخته می‌شوند ولی در کم‌خونی آپلاستیک

 

تولید همه‌ی سلول‌های خونی با کاهش شدید

 

روبرو است.

 

 

درمان

اقدامات حمايتي مثل ترانسفوزيون مكرر و درمان عفونت، پيوند مغز استخوان، به کارگیری عوامل سرکوب ايمني درمان اولیه این بیماری هستند.

 

                                       "دوستان عزیزم مواظب خودتون باشین "

فمینیسم

زن، ‌از‌ مادرسالاری ‌تا ‌فمینیسم

زنان > ایران  - مریم‌ صفامنش:

سالروز ولادت با سعادت حضرت

معصومه(س) و روز ملی دختران

بهانه‌ای است تا بار دیگر نگاهی

بیندازیم به جایگاه بانوان ایران

اسلامی در عرصه‌های مختلف

اجتماعی، فرهنگی، سیاسی

وتربیتی و....

 

بر همین اساس تلاش کرده‌ایم تا با

نگاهی گذرا و به نقش تاریخی زنان،

به بررسی شرایط امروز آنها و نگاه

اسلامی و غربی به نیز بپردازیم.

بهشت زیر پای معصومیتی خفته

است؛ معصومیتی نهفته در رگ و

ریشه‌های تو و تویی که نامتا بر

بلندای صحیفه روزگار می‌درخشد.

 

نامت می‌درخشد، آنجا که بزرگی

خویش را به اثبات رسانده‌ای و آنجا

که

 

نامی از هر مردی هست که  از دامن

تو بوده است که مردها هم به معراج

رفته‌اند. آری از تو سخن می‌گویم. از ت

ویی که 

حریم عصمت و عفت را حفظ

کرده‌ای و همواره برای حفظ

ارزش‌های زن بودنت بهای بسیار

پرداخته‌ای.

 

دوران باستان و عصر مادرسالاری

 

بی‌شک سخن گفتن در خصوص زن و

دیدگاه‌هایی که در این خصوص وجود

دارد، امری است بسیار دشوار و البته

نیازمند تحقیق و پژوهش گسترده و

وسیع، اما آنچه در این یادداشت طرح

می‌گردد از دو منظر زن را می‌نگرد؛

نخست دوران مادرسالاری یا

زن‌سالاری در تاریخ است و نگاه دیگر

به عصر معاصر و توانایی‌هایی است

که زنان از آن بهره‌مندند.

 

با مطالعه عصر باستان درمی‌یابیم که

زنان در آن دوره نه تنها حاشیه‌نشین

نبوده‌اند، بلکه به طور خاص اداره

تمامی امور زندگی و پرورش فرزندان

را برعهده داشته‌اند که این دوره را با

عنوان «عصر مادرسالاری» و یا

«مادرشاهی» می‌شناسیم.

 

این دوره زمانی است که مردان

شکارچی بودند و برای تهیه غذا و

شکار شاید تا مدت‌ها از منزل و

مسکن دور بوده و به سفرهای

طولانی می‌رفتند. اما براساس

شواهد موجود اینگونه استنباط

می‌گردد که در نخستین جوامع

بشری، نه نظام مادرسالاری حاکم

بوده و نه نظام پدرسالاری، بلکه زن و

مرد، پیش از تاریخ و در آغاز تاریخ،

وظایف و مشاغل مختلفی داشته‌اند

ولی همکار و مکمل هم بودند و هیج

چیز از پیش مبین برتری یکی بر دیگری

نیست...

 

عصر نوسنگی

 

پس ازدوران گرد‌آوری خوراک و شکار،

یعنی در عصر نوسنگی، زن قدرت

بسیار می‌یابد و شان و منزلتی شایان

کسب می‌کند، زیرا در این دوران کار

زن کشاورزی و مشغله مرد دامداری

است، بنابراین زن به اقتضای کار و

اشتغالش، مادر و سرور طبیعت

دانسته می‌شود و آیین پرستش زن

ایزدان رواج می‌یابد... به هر حال چنین

پیداست که دوران نوسنگی، دوره

فرمانروایی مادر است و از قدرت مرد

نسبتا کاسته می‌شود...!

 

در این عصر اقتصاد و امنیت خانواده

توسط مادران و زنان تامین می‌گردد.

به دلیل مشکلات زنان در سفر اغلب

آنان هنگام شکار رفتن مردان در غارها

پناه می‌گرفتند و وظیفه تامین امنیت

فرزندان را برعهده داشتند. همچنین با

بهره‌ بردن از هنر کشاورزی تهیه غذا

نیز برعهده آنان بود و درکنار

کشاورزی، رشته کردن

الیاف و بافندگی هم از دیگر

دلمشغولی‌های زنان می‌شود. در این

دوره است که چرخ کوزه‌گری هم

اختراع شده و باعث برتری زن نسبت

به مرد می‌گردد.

 

ویل دورانت درخصوص دلایل

مادرسالاری در این دوره در صفحه 38

کتاب «زن به ظن تاریخ» چنین

می‌گوید: «... از آن زمان که انسان

توانست سوزن و سنجاق بسازد به

کار بافندگی پرداخت. رفته رفته الیاف

نازک‌تر و ظریف‌‌تری به کار برد و

بافندگی هنر مخصوص زن

گردید.اختراع چرخ کوزه‌گری موجب

برتری اقتصادی مردان گردید و روی

آوردن زنان به این کار ظریف، قبضه

حیطه دیگری از امکان فعالیت

اقتصادی است تا مگر اولویت از دست

رفته را بازیابند.»

 

در این دوره، زنان و مادران از کودکان و

افراد پیر و ناتوان نگهداری می‌کردند.

این افراد تحت سرپرستی زنان بودند و

زنان و مادران در هنگام بارش برف و

باران و وقوع سیل و توفان می‌بایست

پناهگاهی برای خود و اطرافیانشان

تهیه کرده و آنان را پناه می‌دادند.

اینجاست که بسیاری از

انسان‌شناسان، ساختن پناهگاه و

منزل را به زنان نسبت می‌دهند زیرا

نیاز زنان به منازل مقاوم برای

نگهداری خود واطرافیان از حوادث

طبیعی، عمده دلیل این حدس و گمان

است.

 

تداوم مادرسالاری

 

براساس مطالعه جامعه‌شناسی

تطبیقی که در جوامع کشاورزی

امروزی باقیمانده از عهد نوسنگی

صورت گرفته، مشخص شده این

جوامع در بخش جزایر نیم‌کره شمالی

و جنوبی اقیانوس آرام و آمریکای

جنوبی و قسمتی از جزایر تازه

شناخته شده آمریکای مرکزی و

مناطق دورافتاده آسیای جنوب

شرقی قرار دارند، هنوز تحت سیستم

سیاسی – اجتماعی «مادرسالاری»

زندگی می‌کنند.

 

درواقع در این دوره از تاریخ شوهران و

مردان به دهکده همسران خود نقل

مکان می‌کنند. حق جدایی و اختیار

کودکان با مادران است و دختران

همیشه نزد مادر می‌مانند و پسران نیز

پس از رسیدن به سن بلوغ به دنبال

همسر خود به دهکده او می‌روند. باز

به گذشته برمی‌گردیم. تهیه سرپناه و

خانه برای اهل خانواده به عهده مادر

است و یکی ازمهمترین وظایف زنان

در این عصر، حفظ و نگهداری آتش

است.

 

برافروختن آتش کار ساده‌ای نبوده

است و از آنجا که مردان دائما به دنبال

شکار بودند و بیش از آنکه در کنار

خانواده باشند، در سفر بودند، پس

زنان بایست برای حفظ گرما و

روشنایی آتش را مراقبت می‌کردند.

بی‌شک ارتباط دیرینه بین مادران و

آتش و اجاق نمادی از همین شیوه و

وظیفه مهم زنان بوده و هست.

 

اینگونه است که زن پا در دنیای

اسطوره می‌نهد و بنابراین به راحتی

می‌توان به اهمیت زنان در دوره‌های

ماقبل تاریخ و بعد تاریخ پی‌برد. مسلما

تنها عهده‌دار بودن این وظایف، سبب

اهمیت مادر نشده بلکه باروری و

پرورش کودک نیز از اهمیت خاص خود

برخوردار بوده است. درواقع در عهد

مادرسالاری، زن تنها به عنوان یک

الهه ونیروی الهی، مقدس و محترم

بود، چراکه او با تولد فرزند، چون

زمینی به موجودات جهان برکت

می‌دهد.

 

زن در عهد مادرسالاری همانند

چشمه‌ای جوشان است و با شیر

دادن به فرزندان خود، باعث حیات و

زندگی آنها می‌شود و بدین علت است

که در دوره‌های بعد تاریخی از زنان به

عنوان الهه آب در اسطوره‌ها یاد

می‌شود.

 

 

پیشرفت‌های متکی به زنان

باستان‌شناسان هرگونه پیشرفت و

ترقی انسان را در عهد مادرسالاری،

به طور قطع ومستقیم به وجود زنان

نسبت می‌دهند تا آنجا که حتی سخن

گفتن به شکل ابتدایی، توسط زنان

اختراع شده است، شاید علت

شکل‌گیری این ذهنیت در

باستان‌شناسان به خاطر استقرار

زنان و حفاظت از محل زندگی جمعی

بوده که نیاز به برقراری ارتباط با

یکدیگر داشته‌اند و از آنجا که اغلب

نیازهای ضروری توسط مادران برآورده

می‌شده، لذا می‌توان به این حدس و

گمان به چشم یک احتمال نزدیک به

واقعیت نگریست.

 

در عصر مادرسالاری، نسبت فرزند به

مادر می‌رسد و ارث نیز به

هم‌خون‌های دسته مادری می‌رسد.

فرزندان را به نام مادر می‌شناسند.

البته ذکر این نکته بسیار مهم است که

مادران در این عصر حکومت نمی‌کردند

و مفهوم عهد مادرسالاری به معنای

حاکمیت مطلق زن بر مرد نیست.

درواقع آنچه باعث پیدایش این دوره

شده مسایل اجتماعی و اقتصادی

است.

 

اویل دورانت معتقد است «اختلافی

که بین زن و مرد حاصل شده، آن

روزها چندان قابل ملاحظه نبوده

است. این اختلاف بیشتر از لحاظ

شرایط زندگی و محیط پیدا شده

است. زن، اگر از ناتوانی‌های

زیست‌شناسی او چشم بپوشیم، در

آن هنگام از حیث بلندی قامت و

بردباری و چاره‌اندیشی و شجاعت،

دست کمی از مرد نداشته و مرد به او

به مثابه زینت و یا بازیچه جنسی نظر

نمی‌کرده است، بلکه موجودی بوده

نیرومند که می‌توانسته ساعات درازی

را به انجام کارهای دشوار بپردازد و

هنگام ضرورت نیز در راه فرزندان و

عشیره خود تا حد مرگ می‌جنگیده

است.»

 

مردها بازمی‌گردند

 

اما سرانجام دوره مادرسالاری نیز با

خستگی مردان از سفرهای طولانی

در‌‌پی شکار به آرامی به

پایان‌می‌رسد. مردان که از شکار

خسته‌شده بودند، به کشاورزی و

دامداری روی آوردند و این آغاز دوران

مالکیت بود. مالکیت بر همه امور و

سپس زنان؛ شوهران مالک زنان خود

شدند و آنان را از حق و حقوق خود

محروم کردند.

 

در عصر پارینه سنگی یا عصر آهن،

برخلاف دوره مادرسالاری، دیگر زن و

مرد، با انصاف و عدالت و

مساوات‌خواهی نسبی وظایف و

تکالیف را بین خود تقسیم نمی‌کردند و

درواقع عصر پدرسالاری شکل گرفته

است.

فمینیسم غرب

 

تاریخ با فرازو نشیب‌هایی به همین

شکل طی می‌شود. اما در قرن

نوزدهم جریانی در غرب آغاز شد که

به شکلی به دنبال رسیدن به عصر

مادرسالاری بود. این جریان با نام

فمینیسم در جهان شناخته شده است

که معمولا در جوامع لیبرالی

سرمایه‌داری از آن به منظور دفاع از

آزادی زن یاد می‌کنند. این جریان از

طریق نوشته‌ها و مقالات از قرن

هفدهم میلادی آغاز و دو قرن بعد به

شکل کاملا مشهود گسترش یافت.

 

موج دوم این جریان در دهه شصت

میلادی قرن حاضر به وقوع پیوست؛

فمینیسم از حد اخذ ضمانت‌های

قانونی پا فراتر می‌نهد و به یک تفکر

افراطی بدل می‌گردد و این سبب

می‌شود تا موضوع زن از یک جنبش

اجتماعی به یک طرح ایدئولوژیک بدل

گردد.

 

تفاوت مادرسالاری با فمینیسم

ولی آنچه امروزه در قالب فمینیسم

مطرح است با نظام مادرسالاری

تفاوت‌های بسیاری دارد. در نظام

مادرسالاری هرگز زنان به دنبال برتری

نبودند بلکه آنچه آنان را به مدیریت

رسانده بود، شرایط خاص زندگی بود.

این نیازهای اجتماعی و طبیعی بوده

که دوره مادرشاهی را شکل داده و نه

حس برتری‌جویی زنان و یا به حاکمیت

مطلق رسیدن.

 

چه بسا امروزه در دیدگاه بسیاری از

طرفداران فمینیسم این نگاه وجود

دارد که زنان را برتر از مردان مطرح

کنند و به جای طرح برابری زن و مرد به

دنبال حاکمیت مطلق زن بر مرد

هستند.

 

 

 

 

 

انواع برخی از سفالوسپورین ها

نسل

  نام سفالوسپورین

 

   1

                       (سفرادین،سفازولین وسفالوتین) تزریقی   و(سفرادین و سفالکسین ) خوراکی

 

    2

      (سفاماندول ،سفوتتان ،سفوروکسیم و سفوکسیتین ) تزریقی و (سفاکلور ،سفپروزیل و سفوروکسیم ) خوراکی

 

 

 

    3

 

             (سفوپرازون ،سفوتاکسیم ،سفتازیدیم ،سفتی زوکسیم و سفتری اکسون)  تزریقی و سفیکسیم  خوراکی

 

    4

 

                                                         سفه پیم تزریقی

                                            

 

داروهای کم کاری وپر کاری تیروئید

 

                                                     داروهای ضد هیپوتیروئید

 

           نام

   ترکیب

      اوج  اثر

ماندگاری اثر پس از قطع

Levothyroxine

لووتیروکسین

                 

T4        

 

6-3هفته 

 

3-1هفته

Liothyronine

لیوتیرونین

 

T3       

 

3-2روز

 

3روز

 
 
 
 
 

                                              داروهای ضد هیپر تیروئید

 

        نام

اثر بیماری کبدی

اثر بیماری کلیه

وعده تجویز

انتقال از جفت وشیر

متی مازول

کاهش متابولیسم

بدون تغییر

2-1بار در روز

بالا

پروپیل تیواوراسیل

بدون تغییر

بدون تغییر

4-3بار در روز

  کم

 

 این رو همیشه به خاطر داشته باشید :

 "هیچ داریی بدون عوارض

 

جانبی در دنیا وجو ندارد"

داروهای خوراکی ضد دیابت

                                            " داروهای خوراکی ضد دیابت"

 

نام گروه    /    نام فراورده

                                      نحوه اثر

سولفونیل اوره

   

Chlorpropamide

 

 

Glibenclamide=glyburide

 

Glipizide,gliclazide

 

تحریک ترشح انسولین , کاهش غلظت پلاسمایی گلوکاگون , افزایش اتصال

 

انسولین به گیرنده خود

بی گوانید:

 

Metformin

کاهش گلوکونئوژنز کبدی وکلیوی , کاهش جذب گوارشی و افزایش مصرف

 

محیطی گلوکز , کاهش غلظت پلاسمایی گلوکاگون

مهار کننده گلوکزیداز :

 

acrbose

به تاخیر انداختن تبدیل پلی ساکارید به منوساکارید و لذا تاخیر در بالا رفتن

 

غلظت گلوکز (فقط منوساکاریدها مثل گلوکز و فروکتوز میتوانند از روده ,جذب خون شوند.)

مگلی تینید:

 

repaglinide

 

تحریک ترشح انسولین

تیازوئیدین دیون :

 

pioglitazone

افزایش حساسیت گیرنده به انسولین و مصرف محیطی گلوکز , کاهش

 

مقاومت به انسولین , آگونیست انتخابی گیرنده مسئول متابولیسم قند چربی

 خوب دیابتی های عزیز اینم جدول داروهاتون

طب مکمل

طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟

هر روش درمانی که خارج از محدوده‌ی روش‌های درمانی پزشکی جدید باشد، طب مکمل و جایگزین و یا به اختصار CAM نامیده می‌شود (CAM مخفف Complementary and Alternative Medicine).
سازمان NCCAM یا مرکز ملی طب مکمل و جایگزین آمریکا که از مراکز وابسته به وزارت بهداشت (HSS) و مرکز ملی بهداشت (NIH) کشور آمریکا می‌باشد و با سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد در این زمینه همکاری نزدیک دارد، CAM را به شاخه‌های زیر تقسیم نموده است:

انرژی درمانی – Energy Therapies
در این روش درمانی از حوزه‌های انرژی برای درمان بیماران استفاده می‌گردد. از نمونه‌های این روش می‌توان از ری کی (REI KI)، کی گونگ (Qi Gong)، درمان از طریق لمس با دست (Therapeutic Touch) و... نام برد.


درمان از طریق حرکت دادن اعضای بدن – Manipulative and body based
از نمونه‌های این روش می‌توان از ماساژ (massage)، کایروپراکتیک (Chiropractic) و... نام برد.


سیستم‌های پزشکی جایگزین – Alternative Medical Systems
این سیستم‌ها تئوری و روش‌های درمان مخصوص به خود را دارند که با پزشکی جدید تفاوت بنیادی دارند. مانند: هامیوپاتی، داروهای سنتی چینی ((Traditional Chinese Medicine (TCM) و...


درمان بیماری‌های جسمی از طریق ذهن - Mind-Body Interventions
در این سیستم با تکنیک‌های مختلف سعی در بالا بردن ظرفیت ذهن در تاثیر گذاری بر عملکرد جسم و در نهایت درمان دارند. از نمونه‌های این روش می‌توان از مدیتیشن (Meditation)، دعا (prayer)، درمان ذهنی (Mental Healing)، استفاده از هنر و... نام برد.

نکته‌ی مهم: مطابق این تقسیم بندی، فرادرمانی در این شاخه قرار می‌گیرد.

درمان بیولوژیکی Biologically Based Therapies
در این نوع درمان از گیاهان دارویی، مواد غذایی و ویتامین‌ها برای درمان بهره برده می‌شود. از نمونه‌های این روش می‌توان از درمان از طریق مکمل‌های غذایی (Supplements Dietary) و محصولات دارویی گیاهی و. .. نام برد.
عنوان گزارش: What Is CAM
---------
ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا

بر اساس آخرین مطالعات انجام شده در سال 2005، تعداد 1400 بیمارستان در سراسر کشور آمریکا خدمات طب جایگزین و مکمل CAM را به مراجعین خود ارائه کرده‌اند.
1400 بیمارستان (27 درصد از بیمارستان‌های آمریکا) از بیمارستان‌هایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته‌اند، حداقل یکی از روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند. محبوب ترین روش‌های درمانی CAM که در این بیمارستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارتند از:

انرژی درمانی (Therapeutic Touch)

استفاده از یوگا (yoga)، تای چی (Tai Chi)، کی گونگ (Qi Gong) که در این روش از انرژی Qi برای درمان استفاده می‌شود.

ماساژ درمانی

61 درصد از بیمارستان‌هایی که روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند، دلیل آنرا تاثیر گذار بودن این روش‌ها اعلام کرده‌اند.

87 درصد بیمارستان‌ها دلیل آنرا بخاطر درخواست و علاقه بیماران اعلام کرده‌اند.

81 درصد بیمارانی که از CAM در این بیمارستان‌ها بهره برده‌اند، بابت آن پول پرداخت نموده‌اند که 37 درصد آن را بیمه‌های خدمات درمانی متقبل شده‌اند.

تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان :

مرکز ملی سرطان کشور آمریکا از دهه 1940 مطالعات خود را بر روی تاثیر CAM در درمان سرطان آغاز نمود که بر اساس نتایج جالب تحقیقات انجام شده و سیاست این مرکز مطالعاتی برای گسترش مطالعات بر روی روش‌های جدید درمان بر اساس CAM، مرکز مطالعات طب مکمل و جایگزین برای سرطان (OCCAM- office of Cancer Complementary and Alternative Medicine) در سال 1998 پایه‌گذاری گردید.

هدف از ایجاد این مرکز تحقیقاتی جهت دهی و ارتقائ سطح تحقیقات در ارتباط با استفاده از CAM در درمان سرطان می‌باشد. این تحقیقات استفاده از CAM را در جلوگیری، تشخیص و درمان سرطان و همچنین درمان تاثیرات مخرب داروهای ضدسرطان را مورد بررسی قرار می‌دهد.
در سال 2005، مرکز ملی سرطان کشور آمریکا مبلغ 121077000 میلیون دلار را در جهت انجام تحقیقات در این زمینه اختصاص داده است که حدوداً 400 پروژه در این رابطه را در بر می‌گیرد.

چکیده‌ای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM

مطابق نظریه‌ی سازمان بهداشت جهانی هر انسانی اجازه دارد که روش درمان خود را شخصا تعیین کند و هیچ جریانی اجازه‌ی تحمیل مستقیم و یا غیر مستقیم روش و یا روش‌هایی را برای درمان دیگران ندارد و نقض آن در واقع نقض حقوق بشر می‌باشد. بدیهی است در صورتی که روشی بدون وجود دلایل موجه و دنیا پسند و بدون طی نمودن مراحل مطالعاتی و تحقیقاتی، منع قانونی پیدا کند، بیماران را به طور غیرمستقیم از تجربه‌ی آن روش محروم نموده است که باید در پیشگاه وجدان بشری مورد مواخذه قرار بگیرد.

از اینرو، روز به روز کشور‌هایی متوجه‌ی حقوق حقه‌ی بیماران شده و به جمع طرفداران طب مکمل و جایگزین می‌پیوندند تا بیماران بتوانند با تجربه‌ی آن شانس بهبود و درمان خود را افزایش دهند.

تحقیقات بر روی اکثر شاخه‌های طب مکمل و جایگزین بسیار آسان و بر اساس زیر نظر قرار دادن آن شاخه و بررسی آماری نتایج حاصل از آن (مطابق با آنچه که علوم تجربی به آن می‌پردازد،) صورت می‌گیرد و به صرف زمان‌های طولانی و تحقیقات پرخرج نیز نیازی نمی‌باشد(مانند فرادرمانی). تعدادی از کشور‌هایی که در زمینه طب مکمل و جایگزین فعالیت دارند و نمونه‌هایی از فعالیت‌های آن‌ها که در گزارش ذکر گردیده عبارتند از:

سازمانها و موسسات تحقیقاتی ملی یا دانشگاهی کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا، نیجریه، چین، کره جنوبی و ایتالیا. این کشور‌ها در زمینه طب جایگزین فعالیت‌های تحقیقاتی گسترده ای دارند.

کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، استرالیا، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا و نیجریه از طب جایگزین در بیمارستان‌های دولتی خود بهره می‌گیرند.

کشور‌هایی مانند هند، سریلانکا، اندونزی، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا و نیجریه دارای واحد یا دپارتمانی برای طب جایگزین CAM در وزارت بهداشت خود می‌باشند.

در کشورهایی مانند آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، ژاپن و استرالیا استفاده کنندگان از طب جایگزین زیر پوشش بیمه‌های خدمات درمانی قرار می‌گیرند.


موسساتی که در تحقیقات در زمینه طب جایگزین و مکمل CAM، سازمان جهانی بهداشت را یاری می‌کنند عبارتند از:

موسسه ملی تحقیقات در زمینه طب جایگزین NCCAM آمریکا زیر نظر وزارت بهداشت آمریکا

دانشگاه ایلینویز- شیکاگو آمریکا                               دانشگاه ایالتی میلان ایتالیا 

هفت موسسه تحقیقاتی از کشور چین                         دو موسسه تحقیقاتی از کشور کره جنوبی

دو موسسه تحقیقاتی از کشور کره جنوبی                     دو موسسه تحقیقاتی از کشور ژاپن

دو موسسه تحقیقاتی از کشور ژاپن                             یک موسسه تحقیقاتی از کشور سودان

یک موسسه تحقیقاتی از کشور غنا                              یک موسسه تحقیقاتی از کشور ماداگاسکار

یک موسسه تحقیقاتی از کشور مالی                             یک موسسه تحقیقاتی از کشور کره شمالی

یک موسسه تحقیقاتی از کشور ویتنام

در گزارش سازمان جهانی بهداشت در صد کسانی که در پنج کشور جهان حداقل یکبار از طب جایگزین استفاده نموده‌اند، به شرح ذیل می‌باشد:
بلژيك     آمریکا     استراليا      فرانسه     كانادا
 31 %    42 %     48 %       49 %    70 % 
براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سرمایه گذاری در امر تحقیقات در زمینه طب جایگزین CAM در آمریکا افزایش شدیدی داشته است:

سال 1992 (2 ميليون دلار ) ، سال 1993 ( 2میلیون دلار ) ، سال 1994 ( 4 میلیون دلار ) ، سال 1995 ( 5.5 میلیون دلار ) ، سال 1996 ( 7.8 میلیون دلار ) ، 1997 ( 11.5 میلیون دلار ) ، سال 1998 ( 19.5 میلیون دلار ) ، سال 1999 ( 49.9 میلیون دلار ) ، سال  2000 ( 68.3 میلیون دلار )
سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM

در کشور آمریکا از سال 1990تا 1997 تعداد افراد بالغی که از روش‌های مکمل یا جایگزین CAM جهت درمان استفاده نموده‌اند، از تعداد 60 میلیون نفر به 83 میلیون نفر افزایش داشته است در صورتی که افراد مراجعه کننده به پزشکی مدرن در این سال‌ها تغییری نداشته است. تعداد دفعات مراجعه به مراکز CAM در همین مدت 47% افزایش داشته که 243 میلیون از تعداد مراجعان به پزشکان بیشتر بوده است.

بر اساس آمار جمع آوری شده در سال 1997، بیماران در کل آمریکا حدودا 12،2 میلیارد دلار بیشتر از آنچه در بیمارستان‌ها و مراکز پزشکی آمریکا پول پرداخت کردند، جهت بهره‌مندی از روش‌های جایگزین و مکمل CAM هزینه پرداخت نموده‌اند. همچنین قابل توجه است که بر اساس تحقیقات انجام شده بین سال‌های 1990 تا 1996 تعداد شکایت‌ها و همچنین ضرر‌های وارده بابت صدمه دیدگی‌ها و. .. مندرج در شکایات به نسبت شکایات از پزشکان از اهمیت و خطر کمتری برخوردار بوده است.

بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده بین 50 تا 83 درصد از بیماران سرطانی در کشور آمریکا حداقل از یکی از روش‌های درمان CAM برای درمان بهره می‌برند.
با مطالعه گزارش‌های مجالس و کمیته‌های کشور‌های مختلف در زمینه درمان مکمل و جایگزین CAM هیچ کشوری با آنها مخالفت نداشته بلکه شدیدا انجام تحقیقات و پروژه‌های مرتبط با آنها را پشتیبانی می‌نمایند.

در لایحه‌های ارائه شده در این کشور‌ها (همانند آمریکا، انگلستان و...)، اطمینان از اینکه درمانگران دوره‌های آموزشی مربوط به روش‌های درمان CAM را در یکی از مراکز تخصص دیده باشند، تاکید شده ولی اجباری نبوده ولی در بعضی از ایالت‌ها این امر توسط آن ایالت اجباری شده است.

لازم به ذکر می‌باشد با توجه به تحقیقات انجام شده کشور‌هایی مانند آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا، سویس، آلمان، اسپانیا و... هیچ مانعی در جهت درمان‌های مکمل و جایگزین در قوانین خود نداشته و فقط بعضی از ایالت‌ها داشتن گواهینامه معتبر درمانگری از یکی از سازمان‌های رسمی در این زمینه را به عنوان شرط فعالیت در این زمینه تعیین نموده‌اند. این سازمان‌ها خصوصی بوده و وظیفه آموزش درمانگران را در رشته‌های خاص دارند.

با توجه به تحقیقات انجام شده، مراکز و سازمان‌های دولتی که مسئولیت بهداشت و سلامت جامعه را بر عهده دارند، در اکثر کشور‌های دنیا موارد ذیل را در سیاست خود در قبال CAM در پیش گرفته‌اند:

تشکیل مراکز، سازمان‌ها و گروه‌های تحقیقاتی خصوصی متخصص در زمینه CAM به شکل رسمی و قانونی جهت سازماندهی، آموزش درمانگران و همچنین کمک به بحث تحقیق در زمینه CAM.

تحقیقات در زمینه تاثیر گذاری و امن بودن روش‌های مختلف طب مکمل و جایگزین CAM

بیماران از جهت انتخاب روش درمان خود مختار هستند. (درصورتی که اثبات نشده باشد روش درمان مورد استفاده مضر می‌باشد)

قابل توجه است که در سال 2000، علاوه بر بودجه اختصاصی وزارت بهداشت آمریکا مبلغ 92،7 میلیون دلار از طرف سایر مراکز تحقیقاتی در این زمینه اختصاص یافته که جمع کل بودجه در این سال را به 161 میلیون دلار می‌رساند.

سازمان جهانی بهداشت نیز با توجه به علاقه و توجه روز افزون مردم جهان به CAM به عنوان طب مکمل یا جایگزین تحقیقات گسترده‌ای را با همکاری سازمان‌های ملی و دانشگاه‌های کشور‌های مختلف آغاز نموده که یکی از مهمترین و پرکارترین این مراکز دولتی، سازمان NCCAM (مرکز ملی طب جایگزین و مکمل) زیر نظر وزارت بهداشت کشور آمریکا می‌باشد که در جدول ذیل بودجه اختصاص یافته در این مرکز جهت انجام پروژه‌های تحقیقاتی را جهت اطلاع ارائه می‌کنیم:

سال 19955.5 ميليون دلار ، سال 1996  7.8 ميليون دلار ، سال 1997  11.5 ميليون دلار ، سال    1998  19.5 ميليون دلار ، سال 1999  49.9 ميليون دلار ، سال   2000  68.3 ميليون دلار ، سال   2001  72.4 ميليون دلار ، سال 2002  100.1 ميليون دلار ، سال   2003  113.8 ميليون دلار ، سال   2004  116.2 ميليون دلار ، سال 2005  121.1 ميليون دلار ، سال 2006  122.7 ميليون دلار

در ضمن مراکز علمی و دانشگاهی ذیل نیز در زمینه CAM تحقیقات گسترده ای انجام می‌دهند:

دانشگاه ایلینویز شیکاگو ، دانشگاه ایالتی لوییزیانا ، دانشگاه ایالتی تگزاس ، دانشگاه ایالتی اوهایو ، دانشگاه سالفورد ، کالج هامیوپاتیک کانادا ، دانشگاه بدفورد شایر ، دانشگاه وست بروک ، دانشگاه هاروارد ، دانشگاه مریلند ، دانشگاه مینسوتا ،  دانشگاه ایروین-ایالت کالیفرنیا ، دانشگاه سان فرانسیسکو-ایالت کالیفورنیا ، دانشگاه علوم متافیزیکی کالیفرنیا و مینسوتا ،  دانشگاه هنر درمانگری کلرادو ، دانشگاه بستیر ، مرکز تحقیقاتی پالمر ، سازمان تحقیقات پزشکی میناپولیس ، سازمان تحقیقات در ارتباط CAM انگلستان

سازمان تحقیقات در ارتباط CAM انگلستان

منابع:
کمیته ریاست جمهوری طب مکمل و جایگزین (سیاست در قبال طب مکمل و جایگزین (
مرکز ملی طب مکمل و جایگزین (زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت کشور آمریکا(
)طرح استراتژیک پنج ساله مرکز ملی طب مکمل و جایگزین(
سازمان جهانی بهداشت
جمعیت مبارزه با سرطان کشور آمریکا
مجله پزشکی آمریکا JAMA
جمعیت درمان پولاریتی آمریکا
کتابخانه‌ی ملی دارو (زیر نظر سازمان ملی بهداشت آمریکا(

_
چرا طب مکمل و جایگزین؟

طب مکمل و جایگزین دارای محاسن بی‌شماری است که در زیر به چند مورد قابل اهمیت آن اشاره شده است:

پوشش دادن کلیه‌ی بیماری‌های جسمی، روانی و ذهنی:
از آنجا که در طب مکمل و جایگزین چیزی به نام کنترل معنی ندارد و اگر این روش‌ها موثر باشند، قطعا به درمان منجر گردیده است، لذا درمان به معنای واقعی در ابعاد جسم و روان و ذهن در آن مشهود است.

نداشتن عوارض جانبی:
به علت این که در طب مکمل و جایگزین از هیچگونه مواد شیمیایی استفاده نمی‌شود و در بعضی رشته‌ها اساساً دارویی وجود ندارد، و حتی نیازی به لمس کردن نمی‌باشد، لذا عوارض جانبی وجود ندارد. در نتیجه بیمار با مشکل عوارض جانبی درگیر نخواهد شد.

ارزان بودن درمان:
یکی از محاسن عمده‌ی طب مکمل و جایگزین، ارزان بودن و حتی در بعضی از مواقع رایگان بودن آن است (از جمله فرادرمانی) و اگر در مواردی مبالغ هنگفتی دریافت می‌شود، به واسطه‌ی وجود موانع قانونی در سر راه همگانی شدن آن است که در این صورت افراد با طرح ادعاهای خاص و افسانه‌ای موفق می‌شوند به صورت مخفی و زیرزمینی و یا به صورت خصوصی مبالغ گزافی دریافت نمایند، در حالی که با علنی بودن و ایجاد ضابطه‌ی آشکار آن به این نتیجه می‌توان رسید که در خیلی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین، همه قادر به ارائه‌ی درمان‌های غیر متعارف هستند و نیازی به داشتن ویژگی‌های خاصی نیست (مانند فرادرمانی). برای مثال پولاریتی درمانی که در یکی از دانشگاه‌های آمریکا در خلال چند دهه‌ی گذشته به عنوان یک شاخه از انرژی درمانی به صورت رشته‌ای آکادمیک در دنیا گسترش پیدا کرده است، نشان داد که با تحت تاثیر قرار دادن حوزه‌ی پولاریتی بدن بیماران توسط حوزه‌ی پولاریتی دست درمانگر، می‌توان تبادلات یونی و الکترونی سلول‌های بدن آن‌ها را از اختلال خارج نموده (مطابق قانون دست راست در فیزیک) و اگر مشکل بیماری آن‌ها با این موضوع ارتباط داشته باشد، آن را برطرف نماید و این اساس درمان از طریق دست کشیدن بر سر و بدن بیمار می‌باشد. بدیهی است کسانی که با این رشته‌ی دانشگاهی برخورد نکرده باشند، از دور می‌توانند تصور کنند که با دست کشیدن بر بدن بیمار، درمانی صورت بگیرد.

عدم تاثیر خطاهای تشخیص:
خصوصا در بعضی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین تشخیص بیماری هیچ جایگاهی ندارد (مانند فرادرمانی). در حالی که در طب رایج خطاهای پزشکی یکی از مهمترین عوامل مرگ بیماران می‌باشد. برای مثال، خطا‌های پزشکی سومین علت مرگ در آمریکا می‌باشد که سالانه 225000 قربانی می‌گیرد. (نقل از مجله‌ی نظام پزشکی-آبان 85-ص 92)

پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن، علیرغم تمام تاثیرات مثبتی که در زندگی امروز بشر داشته، باعث افزایش و بروز بیماری‌های خاص این دوران گردیده است. پزشکی مدرن برای پاسخگویی به نیاز بیماران روزانه در صدد معرفی راه‌های جدیدی جهت درمان این بیماری‌ها برآمده اما عوارض جانبی ناشی از استفاده از دارو‌ها (و این که دارو‌ها صرفا نقش کنترل بیماری را به همراه دارد و نه درمان قطعی را،) باعث تشویق مردم به آزمایش CAM شده و نتیجه‌ی درخشان و باور نکردنی آن موجب افزایش مراجعات مردم به روش‌های درمان جایگزین و مکمل در سرتاسر دنیا گردیده است. با توجه به این که مردم در تجربه‌ی روی بیماری خود هرگز اشتباه نمی‌کنند، لذا استقبال آنان از این روش‌ها خود نشان دهنده‌ی کارآمد بودن طب مکمل و جایگزین CAM می‌باشد. حتی در خیلی از موارد بیماران جهت درمان عوارض جانبی دارو‌های مدرن، مجبور به استفاده از روش‌های درمانی مکمل می‌گردند. موفقیت روز افزون طب مکمل و جایگزین که در جهان به طور چشم‌گیری خود را نشان داده است، مقاومت‌هایی را در مقابل خود برای بخش‌هایی که چشم دیدن این پیروزی را ندارند، ایجاد نموده است به طوری که حتی حاضر به باز کردن چشم‌های خود و دیدن نتیجه‌ی این جریان نیستند و صرفا با استناد به قوانین پوسیده و کهنه‌ی قدیمی که دیگر کاربرد ندارد، چنگ و دندان نشان می‌دهند. اما دیگر دیر شده است و بیماران راه اساسی برای درمان خود را پیدا نموده‌اند و این تلاش‌های مذبوحانه فقط روسیاهی برای مخالفین به جای خواهد گذاشت و نام تک‌تک آنان را در لیست سیاه تاریخ پیشرفت‌های بشری وارد خواهد کرد. این مقاومت‌ها از سوی منابع آگاه و نا آگاه سازماندهی می‌گردند که می‌توان آن‌ها را به مواد زیر دسته بندی نمود:

مافیای جهانی داروسازی از سرسخت‌ترین عوامل در مقابل طب مکمل و جایگرین CAM می‌باشد زیرا با رشد این جریان، مصرف دارو به شدت کاسته شده و سود سرشار حاصل از این تجارت با کاهش قابل ملاحظه‌ای روبرو خواهد شد. لذا این مافیا در چهارگوشه‌ی جهان با استفاده از عوامل خود که راه را بر هرگونه تحقیقات در این زمینه سد نموده و افراد صاحب فکر را با کمک مزدوران خود متوقف نموده و از سر راه برمی‌دارند. در پاره‌ای از موارد نیز با تحریک عوامل ناآگاه ذینفع را تحت عنوان‌هایی قانون، موجب متوقف شدن تحقیقات این افراد و دلسرد شدن و منزوی نمودن آنان می‌شوند.

اصناف ذینفع که ممکن است با جبهه‌گیری‌های حرفه‌ای، تنگ‌نظری‌ها و توجه یک‌جانبه به منافع صنفی خود، با این تصور که رشد CAM از اهمیت شغلی و منافع مادی آنان بکاهد، در صدد مبارزه برآمده و بدون توجه به نتایج عملی و تجربی حاصل از طب مکمل، شروع به طرح و اشکال تراشی و ایجاد سد و مانع و تحریک محافل قانونی می‌نمایند. در حالی که پزشکان بسیاری با روی آوردن به CAM با اقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده‌اند که هرگز در موقعیت قبلی نمی‌توانستند از آن برخوردار شوند و این اندیشه‌ی غلطی است که با رشد CAM پزشکان از کار بی کار می‌شوند. این همان تصوری است که خیاط‌ها به هنگام اختراع چرخ خیاطی داشتند و فکر می‌کردند که با این اختراع آن بیکار خواهند شد و به مخترع این وسیله حمله نموده و اختراع او را نابود کردند. برای مثال چنین جریان‌هایی مدت دویست سال در برابر طب هومیوپاتی جنگیده‌اند.

جریان‌های ذینفع مختلف که با محبوبیت افرادی که باعث وحدت فکری سایرین و تجمع آنان شود، اصولا مخالفت دارند. در واقع گروه‌هایی که واهمه‌های سیاسی و بدبینی مرضی داشته و تصور می‌کنند که هرگونه تجمعی، ممکن است ایجاد معضلات سیاسی نماید.

علم گرایان که همه چیز را صرفا در چارچوب علم محض نگاه کرده و در مقابل هر تفکر نویی ایستادگی می‌کنند، زیرا به احتمال زیاد، تفکرات نو در ابتدا به واسطه‌ی این که سابقه‌ی قبلی ندارند، با نقصان مدارک کافی روبرو بوده و ممکن است برای ارائه و قانع نمودن این دسته از افراد، مدارک لازم در اختیار نباشد. در ابتدای این راه‌ها معمولا تجربه است که حرف اول را می‌زند و علوم تجربی خود بر مبنای بررسی عملی تجربه‌ها حاصل گردیده است، در حالی که در نهایت تعجب، این گروه علم‌گرا در این مرحله تجربه را قبول نداشته و منکر همه‌ی تجربه‌های عینی می‌شوند. تاریخ پر است از لکه‌های ننگی که مقاومت کوردلان و علمای جاهل که به نام علم، پیشرفت بشر را به تاخیر انداختند. همان علمایی که داروین را مسخره کردند، همان آکادمی علمی فرانسه که هیپنوتیزم را که آنتوان مسمر ارائه نمود، شیادی نامیدند و شناخت ضمیر ناخودآگاه انسان را چند قرن به عقب انداختتد و... جالب اینجاست که این گروه در طول تاریخ، در همه‌ی موارد با شکست ننگینی مواجه گردیده‌اند و نام همه‌ی آن‌ها در لیست سیاه دنیای علم ثبت شده است و روز به روز پیشرفت‌های تکنولوژیکی درهای متافیزیک را که مورد قبول این عده نیست، به روی بشر گشوده است. هاله‌ی انسان عکس برداری شد و به اثبات رسیده، طب سوزنی الکترونیک ایجاد گردید در حالیکه تا چند دهه قبل آن را یک شیادی معرفی می‌کردند. حوزه‌ی پولاریتی بدن نقشه‌برداری شد و پولاریتی درمانی یا درمان با دست در آمریکا به صورت دانشگاهی آغاز شد و....

امید آنکه مطالب فوق که از کتاب "طب مکمل – جایگزین و دنیای امروز" نوشته محمد علی طاهری تقدیم گردید، سازمان‌های ذیربط را وادار به انجام تحقیقات گسترده در این زمینه نموده تا بجای چشم بر هم گذاشتن، رد کردن و تکذیب، تحقیقات رسمی در زمینه‌ی CAM را هماهنگ با دنیای امروز سازماندهی نموده تا بتوانند خود را با تحولات امروز دنیا هماهنگ نمایند و با ارائه‌ی اطلاعات صحیح به بیماران، آنان را در جهت یافتن مسیر درست درمانی یاری نموده تا حقوق بیمار در انجام تحقیق بر روی روش‌های درمانی و انتخاب آن، مطابق نظر سازمان بهداشت جهانی تضییع نشود.

انسان پیشرفت‌های خود را از طریق مبارزه با جهل و ناآگاهی به دست آورده است و همان طور که به چند نمونه اشاره شد، تاریخ علم پر است از سوابق سیاه و ننگین ناآگاهان که در کسوت‌های مختلف تا آنجا که توانسته‌اند خون به دل صاحبان فکر و اندیشه نموده‌اند. مبارزه با جهل و ناآگاهی وظیفه‌ی هر انسان آزاد اندیشی است که باید با همه‌ی وجود دنبال شود. (ان الحیوة الدنیا عقیدة و الجهاد)

 

 

 

منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت- وابسته به ساز مان ملل متحد
عنوان گزارش: WHO Traditional Medicine Strategy 2002-2005

خووووووووووببببب اینم از طب مکمل